ابو القاسم راز شيرازى
268
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
و گمان بعضى از مغرورين به دنيا چنان است كه دنيا نقد است و حيات و عيش آن متيقّن « 7 » است ، و آخرت نسيه و وعده است ، و حيات و نعيم آن مشكوك است ، و عاقل نمىگذارد نقد متيقّن را به نسيهء مشكوك ؛ و در حقّ ايشان حقّ تعالى فرمود : أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الْحَياةَ الدُّنْيا بِالْآخِرَةِ « 8 » ؛ و باعث اين اعتقاد ، آن است كه غالب خلايق حسّىّالوجودند كه نور عقل در ايشان ضعيف است ، و جهل به حقايق باطنيّه بر ايشان غالب است ، و ادراكات حسّيّه بر ايشان قوّت دارد ؛ لهذا منتهاى ادراك ايشان ادراك دنياست كه محسوس و مشهود است ، و از ادراك حقائق اخرويّه و حيات و نعيم آن - كه به « عين اليقين » « 9 » مكشوف و مشهود انبيا و اولياء عليهم السّلام گشته ، و اجلّ و اشرف از آن است كه به حسّ بصر و غيره ادراك شود - محرومند :
--> - سورهء 57 آيهء 14 ( 7 ) - بىگمان و بيقين دانسته ( 8 ) - آنان كسانىاند كه زندگى دنيا را به بهاى آخرت خريدهاند . . . : سورهء 2 آيهء 86 ( 9 ) - چشم يقين : چنانكه در آثار اهل معرفت ذكر گرديده و در همين مجموعه در ذيل كلمهء حقّ اليقين نيز آمده است ، مراتب يقين در نظر محقّقان ، سه است ؛ علم اليقين ، عين اليقين و حقّ اليقين ؛ و براى يقين ، مرتبهء عالىترى نيز به نام برد اليقين هست كه در كتب اصطلاحى ، به عنوان اصطلاح خاصّ ذكر نگرديده ، ولى در لسان اهل بيت عليهم السّلام و كمّلين از اهل يقين ، مصطلح و متداول است . امّا مرتبهء عين اليقين كه دومين مرحله از يقين است آن است كه مطالب معقول را كه قابل تجسّم نيست تا به چشم حسّ ديده شود ، در حالت مكاشفه به صورتى مناسب با آن ، به كيفيّتى كه بزرگان دين فرمودهاند ، با چشم باطن بنگرد ، و براى شخص مكاشف ، نگريستن و دريافتن حقيقت اشيا ، بسته به درجهء كمال اوست ؛ اگر شخص مكاشف مبتدى باشد ، ديدهء عين اليقينى او در عالم خواب به مشاهدهء حقايق - در حدّ كمال او - گشاده شود ، و اگر از متوسّطان است - در حالتى كه آن را خلسهء ملكوتى گويند و آن ، حالتى ميان خواب و بيدارى است - رؤيت حقائق ، در حدّ خود و به لباس مناسب او را مكشوف افتد ، و اگر از منتهيان است ، با همين چشم حسّ كه ديگران ظواهر اشيا را مىنگرند ، او بواطن اشيا را مىنگرد . و بايد دانست كه شخص منتهى در سلوك ، وقتى منتهى است كه يقين او از مرتبهء عينيّت گذشته و به درجهء حقّيّت ارتقا يافته باشد ؛ يعنى خود در حدّ سعهء وجودى خويش ، به حقائق اشيا تحقّق يافته باشد ؛ و بيان حال اين دسته ، در ذيل كلمهء حقّ اليقين بيان گرديده است .